![]() |
![]() |
|
|
1.سنجاقک را از دندون پزشکی اومده بود بیرون.لباس باله تنش بود. موهاش هم جمع کرده بود و داشت قر میداد و میرفت. منم پشت سرش داشتم قربون دست و پای بلوریش میرفتم. چشمش به نون سنگکی افتد و همونجا هنگ کرد. گفتم نون میخوای؟ گفت :صفش خیلی شلوغه؟ گفتم نه.یه دونه ایش خلوته! رفتم براش یه نون بگیرم.وقتی وامدم بیرون گفت : مامان. اون خانومه که توی صف نونوایی بود وقتی تو رفتی تو؛ من را بغل کرد و بوسید. بهش گفتم :اخه .خیلی جیگر شدی! منم میخوام همش بگیرم ببوسمت. گفت:" نه . مامان. دلیلش این بود که خانومه میان سالی را رد کرده بود. تقریبا مسن بود. آدمای مسن بچه ها را دوست دارند و باهاشون مهربونن. ". همون موقع یه پیرمرد از روبرو اومد و بهش لبخند زد . کفت:به به . چه دختری.چه نانازی و نازش کرد. وقتی پیرمرده رفت؛ بهم گفت:" دیدی گفتم! دوست داشتی بگم بچه ات خیلی نازه؟ بله . ولی واقعیت اینه که ادمای مسن لپ هر بچه ای را میکشن و نازش میکنن و ماچش میکنن"!!! 2. تکلیف مدرسه اش این بود که شغل پدر و مادر و شغل آینده خودش را بکشه!اومدم میببینم پدرش را خیلی جنتلمنانه در حال کا ر کشیده؛ انوقت من در در حالتی کشیده که دراز کشیدم،یه لپ تاپ جلومه؛ یه د ستم زیر چونه امه (یه جوری کشیده بود انگار توی دماغمه!!!!)! موهام هم آشفته است !!!میگم :تو اینهمه اومدی شرکت؛ من اینجوری کار مکینم؟ میگه : مامان؛ اخرین تصویر روز؛ قبل از خواب که میبینم؛اینه که پای تخت من دراز کشیدی و داری برای من قصه تعریف میکنی. تازه شانس آوردی لپ تاپت را از بغل کشیدم وگرنه معلوم میشد که وقتی داری من را میخوابونی همش گیم بازی میکنی!!!! 3. برگشته یه دفعه به پدرش میگه : پدر تو از اسم سجاقکینا بیشتر خوشت میاد یا سنجاقکک؟ (اینا ترکیبهایه که با اسم خودش ساخته و یکیش اسم پسره و یکی دختر) آقای میم میگه جفتش؟چطور؟ روش را میکنه به من و میگه : خوشحال باش. دیگه مجبوری دو قلو بیاری. من و پدر هر دوی این اسمها را دوست داریم.سال دیگه خوبه؛ نه؟ من لباسهاشون را عوض میکنم. میخوابونمشون. باهاشون بازی میکنم. پدر هم پمپرسشون را عوض میکنه. تو فقط مامان مون باش. باشه. تو را خدا! نگو سخته!! 4. بهش میگم: سنجاقک. خسته نمیشی؟مدرسه و هر روز کلاس. تقریبا 5و 6 میرسی خونه. بعدم درس و مشق. نمیخوای کمی برنامه ات را سبک بکنی؟ میگه :" تو فقط بهم بگو : پایه هر چی که هستی؛ باهاتم دل به خوب دلبری بستی؛ باهاتم!!!بقیه اش با من!". میگم: این چرت و پرتا چیه میگی؟ کدوم کلاس را کم کنم؟ میگه: کم کردن چیه؟ من میخوام ویولن سل هم شروع کنم!!!! توضیح : این شعرهای جلف ا به جون مامانم ما تو خونه گوش نمیدیم!!!امان از رفیق بد!!!! 5.برای اولین بار بعد از 3 سال باله کار کردن سنجاقک؛ بچه ها را از فرق سر تا نوک پنجه میپوشونن و توی تالار وحدت برنامه اجرا میکنن. آقای میم برای اولین بار اجازه پیدا میکنه که کار دخترش را ببینه. وقتی که دو تا برنامه ایی که گروه باله داشتن تموم میشه، آقای میم میگه: تموم شد؟ میگم : آره. میگه : اه. اینا کی قراره باله برقصن پس؟ فکرکنم توی ذهنش به دانوب ابی یا دریاچه قو فکر میکرده!!! 6.مدرسه سنجاقک یه مدرسه هست که به یه سری کارها و دیسیپلین ها معروفه. اکثر بچه هایی هم که این مجتمع میرن یه جورایی منظم و جدی و .. هستند.این سومین سالیه که سنجاقک توی این مجتمع هست (با احتساب مهد و پیش دبستانی).نمیدونم چرا هر کی سنجاقک را میبینه ، میگه : این سنجاقک اصلا به این مدرسه ایها نمیخوره. فکرکنم یه جور فحشه !!!! 7. اینم برای سنجاقک گلم ! سنجاقک خوشگلم با اینکه علیرغم توصیه های جدی من که موقع اجرا یه قیافه جدی به خودت بگیر، نیشت از دو طرف تا بناگوش باز بود؛ با اینکه گفتم توی تماشاچیها دنبال ما نگرد و تو هر جا میایستادی،تند تند 1100 تا صندلی تالار را اسکن میکردی که ما را پیدا کنی؛ با اینکه بهت گفتم کارت را جدی بگیر و تو انگار داشتی اورا .. نیو .. م غن..ی ..میکردی ( که خدا را شکر آسون ترین کار توی ایرانه!!!!) اما برات مینویسم که به چشم من و پدرت تو خوشگلترین ، بشاش ترین و ظریف ترین پروانه ای بودی که به عمرمون دیدیم. وقتی که کنسرت تموم شد و ما تو را تحویل گرفتیم و داشتیم میرفتیم به سمت ماشین، معلم اول باله ات ، ما را دید. ایستاد و تو را بغل کرد و بوسید: بهت گفت عالی بودی! عالی. من تمام مدت که روی صحنه بودی فقط داشتم به تو نگاه میکردم. تو جذاب ترین پروانه روی صحنه بودی!! اگر پدرت دست من را نگرفته احتمالا من از جو هم خارج شده بودم، اینقدر که با این حرف مربیت رفتم بالای بالای ابرها!!! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 21 مهر1387ساعت 14:53 توسط خودم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
کلاس اولی چند قدم به خدا نزدیکتر علیرضا و مامان خاطرات خانواده آرام نیاز مامان ایلیا نیایش امیرعلی شاید برای آینده دو بچه گربه آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|