![]() |
![]() |
|
|
اگر فکر میکنید که این مدت داشتم به کارهام میرسیدم و الان همه کارهام تموم شده و اینا، خوب معلومه که من را نمیشناسید.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 26 شهریور1387ساعت 11:57 توسط خودم |
|
|
1.شهریور 87 ،من هستم و هزار تا کار که باید انجام بشه و هزارتا چیز که تاثیرات زیادی بر زندگی حال و آینده خودم و خانواده ام داره. هم هیجان داره و هم ترسناکه.تپش قلب توی این ماه داره جزئ از خصلتهام میشه. 2.با مدیرمون صحبت کردم. قرار شد از اول مهر تقریبا هفته ای 35 ساعت از کارم را حضوری انجام بدم و بقیه اش را غیر حضوری.این یکی از تصمیمات مهم زندگیم بود. با اینکه سرعت پیشرفتم کم میشه، با اینکه باید بیشتر زحمت بکشم که جدی گرفته بشم، با اینکه گفتم دیگه قصد ندارم مدیریت هیچ پروژه ای را قبول کنم، اما میارزه. به بودن با سنجاقک و لحظات شیرین و هیجان بخش با سواد شدن .دوتایی مون حسابی ذوق کردیم. 3.در راستای بند بالا یک عدد پرپرخانوم به مزایده گذاشته میشه.پرپر خانوم تقریبا از اواخر مهر ماه میتونه کار جدید را شروع کنه.اگر بچه زیر 6 سال دارید،اگر میخواید اشتهای بچه تون خوب بشه،اگر میخواین بچه هر روز آب میوه خونگی و ساندویچ های دست ساز مغذی بخوره؛اگر میخواین هر صبح که از خونه میرید بیرون فکر کنید واقعا سونامی چرا همیشه توی خونه ما اتفاق بیفته و شب که اومدید فکر کنید باید بالاخره این چوب جادویی پرپر خانوم را ازش بپرسم،اگر میخواین 123 تیکه ظرف کثیف توی سینک و روی کابینتهاو کف آشپزخونه داشته باشید(این روایت واقعی است) و 6 ساعت بعد همه طرفها شسته و مرتب در جاهای خودشون قرار گرفته باشن،اگر میخواین غذاهای خوشمزه خونگی بخورین؛اگر توی مهمونی هاتون میخواین دیگه مجبور نباشین غذا را از بیرون سفارش بدید،اگر آش رشته،کشک بادمجون،سالاد اولویه و سوپ های رستوران های 5 ستاره را میخواین،اگر وقتی سرکارید و بچه تون مریضه میخواین خیالتون راحت باشه ،پرپرخانوم را از دست ندید.جدی میگم.من 75% ازش راضی بودم. البته برای اینکه به آموزش و درس و مشق بچه برسه،اگر بچه تون مثل سنجاقک دچار نوجوانی زودرس شده و میخواد مستقل باشه وزیر بار حرف هیچ بنی بشری نمیره توصیه اش نمی کنم. لطفا در صورت علاقه مندی برام کامنت خصوصی بگذارید. 4.وقتی که من و آقای میم داشتیم برای سنجاقک اسم انتخاب میکردیم ,معیارهامون این بود که اسمش ایرانی باشه، خوش آوا باشه،تلفظش برای اکثریت دنیا راحت باشه، اجق وجق نباشه ( از اینا که هر کس میشنوه میگه جااااااااانننننممممممم!!!)،و خیلی تکراری نباشه (از این مدل ها که توی کلاس میگی صد نفر میگن بله خانم). و آخرش رسیدیم به اسم سنجاقک. چند بار آقای میم پرسید که من زیاد ایران نبودم و مطمئنی این اسم خیلی تکراری نیست . و من هم گفتم 100%. در تمام این چند سال که هر جا رفتیم و همه یه سنجاقک توی خونه و فامیل و محله داشتند دندون روی جیگر گذاشتیم. تا اینکه چند همفته پیش دیگه شورش در آومد. به مربی فلوتش گفتم کار سنجاقک چطور بود؟ گفت کدوم سنجاقک؟ ما سه تا سنجاقک توی کلاس داریم. سنجاقک آ؛یا سنجاقک ب، یا سنجاقک ج؟؟؟؟؟؟؟ 5.جمعه سنجاقک اولین امتحان رسمی کتبی عمرش را داره.تازه فهمیدم که چقدر قراره سنجاقک توی کلاس اول چیز یاد بگیره. وقتی دیدم چیزهایی مثل نوشتن نام و نام خانوادگی روی برگه امتحان، زمان دار بودن امتحان، اینکه تا آخر امتحان نباید از جات بلند شی،اینکه با دوستهات و مربی ها نمیتونید بگید و بخندید، همه براش عجیب و غیرقابل باورن.خیلی میخواد بره ببینه این امتحان که میگن یعنی چه!!!
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 6 شهریور1387ساعت 9:57 توسط خودم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
کلاس اولی چند قدم به خدا نزدیکتر علیرضا و مامان خاطرات خانواده آرام نیاز مامان ایلیا نیایش امیرعلی شاید برای آینده دو بچه گربه آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|